محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4583
تاريخ الطبرى ( فارسي )
فراهم آورده باشد ، گويى شهرى را گشوده بوديم و از آنها چندان بربط و طنبور و مزمار گرفتيم كه به شمار نبود كمتر خيمه اى بود كه وارد آن شويم و مشكچه يا مشك شرابى به دست نياريم . يكى از شاعران دربارهء اين نبرد شعرى گفت به اين مضمون : « قحطبه به سختى پراكنده شان كرد « كه آنها مروان را چنان ميخواندند كه پروردگار را در اين سال قحطبه در نهاوند با سپاهيان مروان بن محمد كه بدانجا پياده برده بودند ، نبرد كرد . به قولى نبرد در جاپلق بود از سرزمين اصفهان ، به روز شنبه هفت روز رفته از رجب . سخن از خبر نبرد قحطبه با سپاهيان مروان بن محمد زهير بن هنيد گويد : وقتى عامر بن ضباره كشته شد ، قحطبه اين را براى پسر خويش حسن نوشت وقتى نامه به دو رسيد تكبير گفت ، سپاهيان وى نيز تكبير گفتند و كشته شدن ابن ضباره را بانگ زدند . عاصم بن عمير سعدى گفت : « اينان بيهوده كشته شدن ابن ضباره را بانگ نمىزنند ، سوى حسن بن قحطبه و ياران وى رويد اما تاب مقابله آنها را نداريد ، پيش از آنكه پدرش با كمك به نزد وى آيد هر كجا مىخواهيد برويد . » پيادگان گفتند : شما كه سوارانيد ، بر اسبان مىرويد و ما را رها مىكنيد ؟ » مالك بن ادهم باهلى به آنها گفت : « ابن هبيره به من نامه نوشته اما من نمىروم تا وى به نزد من آيد . » پس بماندند ، قحطبه بيست روز در اصفهان بماند . آنگاه حركت كرد تا در نهاوند به نزد حسن ، پسر خويش ، رسيد و چند ماه آنها را به محاصره گرفت و دعوتشان